![]() |
![]() |
|
| عملیات خیبر _ طلائیه _ هورالعظیم _ جزیره مجنون |
|
همزمان با فرارسیدن هفته دفاع مقدس در ۳۱ شهریور ۱۳۸۷ گرامی میداریم سالروز پاسخ دندان شکن ملت غیور ایران با عملیات تاریخی کمان ۹۹ تهاجم همزمان ۲۰۰ فروند جنگنده بمب افکن و رهگیر شکاری فانتوم ۱۴ نیروی هوایی جمهوری اسلامی بر فراز آسمان عراق و درهم کوبیدن مواضع دشمن بعثی. این عملیات بزرگترین عملیات هوایی جهان بود که توسط تیزپروازان نیروی هوایی ایران انجام شد. گرامی باد یاد و خاطره شهدای عملیات بزرگ کمان ۹۹. در آستانه طلوع صبحگاه سه شنبه اول مهر 1359، با ابلاغ رمز "كمان 99" هواپيماهای شكاری و بمب افكن نيروي هوايی جمهوری اسلامی از هفت پايگاه هوايی تهران، تبريز، همدان، دزفول، بوشهر و شيراز به پرواز درآمدند. عمليات هوايی ايران با رمز " كمان99" نمادی از پرتاب آتش خشم ملت ايران به سوی متجاوز و يادآور اسطوره "آرش كمانگير" در تعيين مرزهای دو كشور ايران و توران بود، ضمن اينكه عدد ۹۹ از طرح 99صفحهای نبرد البرز الهام گرفته شده بود. همزمان با ابلاغ رمز "كمان 99 ، "140 فروند هواپيماهای جنگنده بمبافكن با پشتيبانی 60فروند هواپيمای رهگير شكاری و سوخت رسان از پايگاههای هوايی كشور عمليات نظامی خود را شروع كردند در اين پرواز بيش از 380خلبان شركت داشتند كه 140نفر از آنان وارد خاك عراق شدند و سراسر خاك عراق؛ پايگاههاي هوايی كركوك، موصل، الرشيد بغداد، حبانيه، ناصريه، شعبيه، كوت، المثنی و اهداف ديگر در حد فاصل مدار 30 درجه شمالی يعنی جنوبی ترين مدار در خاك عراق تا شمالی ترين مدار در كشور مذكور كه مدار 37 درجه شمالی اهداف عملياتی به حساب میآمدند. در اين رزم هوايی، كارخانجات هواپيماسازی ، پايگاههای هوايی، مخازن سوخت و مهمات ، پناهگاههای هواپيماها، تاسيسات و كارخانجات خدمات هواپيمايی، سولهها و پناهگاههای اسكادرانهای تعمير و نگهداری، راههای خزش، انبارهای مهمات، انبارهای آمادی و قطعات پشتيبانی كننده هواپيماها، رادارهای هدايتكننده هواپيماهای جنگی، برجهای مراقبت و كنترل سامانههای فرماندهی، مراكز مخابراتی و انواع آنتنها در تيررس خلبانان جمهوری اسلامی قرار گرفت تا با زمينگير شدن هواپيماهای دشمن، احتمال حملات هوايی به كشور در آينده كاهش يابد. ضمن اينكه، اجرای موفقيت آميز اين عمليات علاوه بر كسب برتری هوايی در مناطق نبرد و مناطق عملياتی به سيادت هوايی ايران منتهی میشد و چنانچه خلبانان نمیتوانستند به چنين هدف بزرگی دست يابند، دست كم به برتری و يا حداقل برابری هوايی میرسيدند. هر گروه با بهرهگيری از سوختگيری هوايی برای انهدام هدفهای دور دست و يا بدون عمليات سوختگيری در هوا براي هدفهای در دسترس، فضای كشور عراق را شكافتند و آسمان اين كشور را براي رسيدن به اهداف خود در نورديدند. در اين عمليات هوايی نقاط زير مورد هدف قرار گرفتند: الف) 48 فروند هواپيما جنگنده بمب افكن F-5E از پايگاه هوايی دوم تبريز، پايگاه هوايی موصل در شمال شرقی عراق را در استان نينوا در هم كوبيدند به طوری كه اين پايگاه تا ماهها قابل استفاده نبود. ب) 16 فروند هواپيما جنگنده بمب افكن F-4E از پايگاه سوم شكاری همدان پايگاه هوايی كوت در استان العماره عراق را به خاك كشيدند و تقريبا اين پايگاه منهدم كردند. ج) 40 فروند F-5E از پايگاه چهارم شكاری دزفول به پايگاه هوايی ناصريه در استان ذيقار عراق حمله كردند و خسارات بسيار سنگينی به آن پايگاه وارد كردند. د) 12 فروند F-4E از پايگاه ششم شكاری بوشهر به پايگاه هوايی شعبيه عراق در استان بصره يورش بردند. و) 12 فروند فانتوم از پايگاه سوم شكاری همدان به پايگاه هوايی الرشيد در نزديكی بغداد حمله ور شدند و اين پايگاه را تا 80 درصد تخريب كردند.
(در اين حمله، گفته ميشود تعداد زيادی از ميگهای23 عراق، بر روي زمين، هدف قرار گرفتند) ي) پايگاههای هوايی حبانيه شامل تموز و هضبه در غرب بغداد، فرودگاه بين المللی بغداد، پايگاه هوايی كركوك در استان كركوك، فرودگاه المثنی و برخی فرودگاههای ديگر در امواج بعدی حملات هوايی به شدت بمباران شدند. در موج دوم حملات هوايی، پايگاه يكم شكاری مهرآباد و پايگاه دوم شكاری تبريز، تنها با 50 درصد از هواپيماهای آماده موجود حملهور شدند. در پی اين عمليات رعد آسا ، نيروی هوايی عراق برای مدت طولانی نيمی از توان عملياتی خود را از دست داد و تا مدتها پس از آن پايگاههای هوايی اين كشور قادر به استفاده از تمام و يا بخشی از توان رزمی خود نبودند، بطوريكه پايگاه هوايی الرشيد به عنوان يكی از مهمترين پايگاههای هوايی عراق تا سه ماه پس از اين رزم هوايی غيرعملياتی بود و موجب كاهش توان رزمی هوايی دشمن و كاهش فعاليتهای هوايی بر فراز جبهههای زمينی و كسب برتری هوايی براي دلاورمردان عرصه پيكار شد. در اين عمليات كه عمدهترين عمليات تاكتيكی هوايی در عرف جهان هوانوردی نظامی محسوب میشود و تنها 14 ساعت به طول انجاميد از دو نوع هواپيمای جنگنده بمبافكن" اف4يی" ملقب به " فانتوم2 "و " اف5يی" ملقب به " تايگر2 "برای بمباران اهداف خود بهره برد. در همين روز، نيروی هوايی چند تن از بهترين خلبانان خود را از كف داد. "همايون شوقی" ، "غفار رامين فر" ، "غلامحسين عروجی" ، "مسيح ا... دين محمدی" ، "بهرام عشقی پور" ، "عباس اسلامی نيا" و ... از اين دسته بودند كه پيكر چهار خلبان اول تاكنون به دست نيامده و جزو مفقودين جنگ به شمار مي آيند.
بازتاب این عملیات: در پی انجام موفقیت آمیز این عملیات، خبرگزاری های خارجی پرواز خلبانان ایرانی را اعجاب انگیز و مانور هوایی آنان را در بغداد و در برابر پدافند هوایی قدرتمند آن، بی نظیر خواندند. رسانه های همگانی نیز از وحشت مردم از ادامه این بمباران هوایی خبر دادند. آنان اذعان داشتند که خلبانان ایرانی چنان مانور لابه لای ساختمان های بغداد می دادند که ما مات و حیران زده شده ایم. عکاسی آمریکایی عکسی از یکی از فانتوم های ایرانی از طبقه چهارم ساختمان محل سکونت خود گرفته بود که نشان می داد یک فروند فانتوم نیروی هوایی جمهوری اسلامی در ارتفاعی کم تر از چهار متر از سطح زمین پرواز می کند و این مهارت خلبانان ایرانی را بر همگان ثابت نمود. آن چه که می شود از اخبار منتشر شده متوجه شد، ضربه شدید روحی و وحشتی بود که عراق و هم پیمانانش خورده بودند. این عملیات بی نظیر ترین عملیات هوایی در دنیا تا آن زمان بود یادم هست که بدلیل ناهماهنگی ها بر روی آسمان بغداد فقط صدای بچه ها می آمد به به یکدیگر هشدار می دادند که مواظب بمبها باشید زیرا دوگروه باهم رسیده بودیم ما از پایین بمباران می کردیم گروه دیگر از بالاتر بمبهای خود را رها می کردند که خدا را شکر کسی در این مرحله آسیب ندید. یادآور میشود در این عملیات از هواپیماهای جنگنده بمب افکن فوق مدرن فانتوم ایالات متحده آمریکا (اف ۱۴) برای درهم کوبیدن مواضع دشمن بعثی استفاده شد. جنگنده بمب افکن فانتوم ۱۴ یکی از پیشرفته ترین جنگنده های دنیاست که فقط در اختیار نیروی هوایی جمهوری اسلامی و نیروی هوایی آمریکا میباشد.
*اسامی شهدای والامقام دفاع مقدس*
همچنین گرامی میداریم یاد و خاطره پاسداران پرافتخار اسلام شهدای والامقام ایرانی: سردار گمنام شهید علی هاشمی * شهید ولی الله فلاحی شهید محمدابراهیم همت * شهید مهدی زین الدین شهید مهدی باکری * شهید حسین خرازی شهید احمد کاظمی * شهید علیرضا موحد دانش شهید حسن باقری * شهید علی صیاد شیرازی شهید عباس بابایی * شهید محمد بروجردی شهید محمدعلی جهان آرا * شهید محمود کاوه شهید مجتبی محمدی دارانی * شهید محمود حسین خانی جاویدالاثر احمد متوسلیان * شهید مصطفی چمران شهید احمد کشوری * شهید علی اکبر شیرودی شهید عباس دوران * شهید یوسف کلاهدوز شهید منصور ستاری * شهید حسن آبشناسان شهید جواد فکوری * شهید سید موسی نامجو
اعلام برنامه های بیست و پنجمین سالگرد شهادت معلم قرآن و اخلاق پاسدار پرافتخار اسلام شهید خیبر مجتبی محمدی دارانی ************** زمان: ۱۱ اسفندماه ۱۳۸۷ تهران ـ مجیدیه ـ گلبرگ غربی ـ خیابان شهید مجتبی محمدی دارانی
با توجه به گذشت ربع قرن از شهادت مظلومانه شهید مجتبی محمدی دارانی برنامه هایی به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد شهادت در مکان های ذیل برگزار میگردد: تهران *خیابان کرمان جنوبی ـ *خیابان گلبرگ غربی *خیابان شهید عبدالرزاق ابراهیم نژاد *خیابان شهید صفایی ـ *خیابان شهید عباسی *کانون فرهنگی ورزشی شهدا واقع در خیابان شهید خامه ای ( پایگاه مقاومت بسیج شهید مهدی تیزقدم "السابقون" ) *مسجد حضرت ولی عصر (عج) *مسجد امام حسین (ع) واقع در خیابان شهید تقی ئی *حسینیه ولی عصر (عج) واقع در منطقه مجیدیه *مدرسه میثم واقع در منطقه مجیدیه *خیابان شهید مجتبی محمدی دارانی بیت معظم شهید زمان : ۱۱ اسفندماه ۱۳۸۷
جهت مشاهده هریک از لینکهای زیر روی آنها راست کلیک کرده و گزینه Open in New Window را انتخاب کنید. روایت جامع از مظلومیت ایرانیان هنگام انجام عملیات خیبر: Http://Shahid-Darani.Blogfa.Com/Post-51.aspx
دوکوهه السلام ای خانه عشق: Http://Shahid-Darani.Blogfa.Com/Post-44.aspx
مرثیه ای بر خاک پاک طلاییه: Http://Shahid-Darani.Blogfa.Com/Post-46.aspx بیوگرافی شهید مجتبی محمدی دارانی: Http://Shahid-Darani.Blogfa.Com/Post-42.aspx
وصیت نامه شهید: Http://Shahid-Darani.Blogfa.Com/Post-39.aspx
نامه شهید به همرزمش: Http://Shahid-Darani.Blogfa.Com/Post-38.aspx
تصاویری از مراسم یادبود شهید در تهران سال ۱۳۶۲: Http://Shahid-Darani.Blogfa.Com/Post-34.aspx به یاد خادم الحسین حاج مرتضی محمدی دارانی پدر شهید: Http://Shahid-Darani.Blogfa.Com/Post-40.aspx
به یاد حاجیه خانم مباشری مادر شهید: Http://Shahid-Darani.Blogfa.Com/Post-41.aspx
در وصف شهید: Http://Shahid-Darani.Blogfa.Com/Post-48.aspx
در وصف شهادت: Http://Shahid-Darani.Blogfa.Com/Post-45.aspx شهادت هنر مردان خداست: |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:37 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
براي سفر كجا را انتخاب كنيم ؟ به كجا برويم ؟ به زيارت ، به گشت و گذاري در طبيعت ، سفر علمي و ... و يا مجموعه اي از همه اينها در يك سفر ؟ چند سالي است كه مناطق جنگي پذيراي مردمي هستند كه در پي يافتن نياز هاي روحي و معنوي خود راهي اين ديار مي شوند اگر با يكي از اين كاروانها همراه شده باشيد حتما با تمام وجد احساس كرده ايد كه با نزديك شدن به اين سرزمين فضايي وصف ناشدني به وجود مي آيد همه ترجيح مي دهند كه با خود و خدايشان خلوت كنند و اين نياز را خودم احساس كردم اين ديار نيازي به توضيح ندارد و سكوت نيزار ها خود همهمه اي شگرف است. نخلهاي بي سر خود حديثي مفصل دارند سوسنگرد ، هويزه ، طلائيه ، خرمشهر و شلمچه و ... كه راز هاي نهان بسيار دارد كه اين همه را هر گوش ناشنوايي هم به گوش جان خواهد شنيد آري روح شهداء حاضر است سرزمين متبركي است كه همچون كربلا رازهايش را با زائرش نجوا مي كند. اينجا هرچه هست عشق است ، ايمان است ، زمزمه است ، اينجا تربت پاك شهيدان ، دلهاي عاشقان و باايمان را به سوي نور هدايت مي كند. ما به سوي سفري حركت مي كنيم كه دلهاي براي آنها مي تپد چرا كه همه آنهايي كه در اين سرزمين آرميدند به نام و ياد سرور و سالارشان حسين (ع) قدم نهاده اند و چون نام آن بزرگوار در وجودشان است هر چه پيش آيد خوش است ما از جايي حركت كرديم كه به سوي كربلاي دارد از ايلام ، مهران ، دهلران و ... به سوي كربلاي وسيع ايران ، شلمچه ، هويزه ، طلائيه و... كساني كه به اردوي جنوب عازم مي شدند كه اسمشان در قرعه آمده باشد اما من نه از قرعه خبر داشتم و نه از رفتن به اردوي جنوب. تا اينكه يكي از دوستان را به طور اتفاقي ديدم و گفت كه اردوي جنوب نمي روي من خيلي خوشحال شدم گفتم چه طوري ؟ كفت با وجوديكه اسم شما در قرعه نيست ولي مي تواني بروي من خيلي خوشحال شدم و شور و شوقي در درونم به وجود آمد حتي تالحظه اي كه سوار اتوبوس شديم نمي دانستم به طور حتم اسم نوشته شده يا نه ! اما آرامشي خاص وجودم را فرا گرفته بود و جدا حس مي كردم كه قسمت من اين زيارت مي شود. زيارت كربلا! بعد از ظهر روز بيست و دوم بهمن به سوي اهواز حركت كرديم ، به سوي حديثهاي ناگفته شلمچه، به سوي شهداي گمنام طلائيه ، به سوي خود ، به سوي خدا و به سوي زمين « طوي » حوالي نيمه شب به اهواز رسيديم به جايي رفتيم كه دور تا دور آن عكس شهيدان بودند ، عكس آنهايي كه ما را قابل دانسته و ميزبان ما شدند توفيق عظيمي بود. صبح روز بعد به سوي اروند كنار راه افتاديم جايي كه هنوز شهيدان ما در آن هستند جايي كه نسيم آن بوي عطر شهيدان در اطراف مي پيچاند. جايي كه آن طرفش عراق است اما در واقع با خيانت بني صدر ما اين سرزمين را از دست داديم با وجود فاو صداي زجر و شكنجه رزمندگان اسلام به گوش مي آيد و لعنتمان را روز به روز بيشتر به صدام و صداميان مي كند. بعد از ظهر به سوي شلمچه حركت كرديم در آن نزديكي نوشته بود « اين سرزمين مقدس است با وضو وارد شويد» به آنجا كه رسيديم باورم شد كه اينجا شلمچه است غروب شلمه به نوك ميله هاي معبر و قله هاي انفجاري و سيم خاردار منعكس مي شد. سرخي خون شهيدان را نشان مي داد و مظلوميت مدافعان اسلام رامتبلور مي كرد. خداوندا! عجب سفري است تصور من تنها ديدن و تفريح بود اما وجودم منقلب شد وقتي فكر مي كردم به اين نتيجه رسيدم كه بين من و ما و باور ما چقدر فاصله است و... براي آنها كه با خلوص وارد اين سرزمين مي شوند شلمچه سر به دامانش مي گذارد. و قصه هاي ناگفته اش را زار زار مي گرايد. از فضلها مي گويد از سجده ها ، از عسق ، از عطش و از كربلا براي آنها مي خواند غزل سبكبالاني كه زماني ، در اين خاك ، عاشورا را به صفحه تكرار كشاندند. بر تارك پيشاني تاريخ درخشيدند و از اين جا بهشت را به نظاره نشستند. شلمچه در آئينه نگاه آنها تصوير روزهايي را مرور مي كند كه عطر عشق و سجاده همه لحظه ها را پر مي كرد روزهايي كه همه سربازان مهدي (عج) را اسطوره هاي ملي و قهرمانان ملي و قهرمانان عشق ناميدند. نه خشونت طلبان بي منطق!! باز هم بگو ... باز هم از حديثهاي ناگفته ات با ما بگو كه گوشهايمان از فريادهاي تكراري غوغا گراني كه دردشان بي دردي است خسته است تشنه نجواهاي شيرين توييم... اي خاك سراسر نور و حضور! اي همه آنان كه دل چاك چاك علي را ديدند و اسب سركش هواي نفستان رام نشد چشم بگشاييد كه اين جا نخلها و سنگرها و بدنهاي پاره پاره ناله سر مي دهند! دلم مي خواست تامنتهي زندگيم در اين سفر باشم اما... صبح روز بعد در حاليكه زود از خواب بيدار شده رأس ساعت 45:7 در اتوبوسها بوديم يكي از كساني كه اعتقاد خاصي به شهداء و اين سرزمين ها داشت برايمان صحبت كرد در همه كلاسش همين بود كه قدر خودتان را بدانيد و نهايت استفاده را بكنيد چرا كه به بقيع ايران مي رويد، ميرويد با شهداء پيمان ببنديد و به راستي شهيدان زنده اند و اعمال شما را ناظر هستند اما اين حرفها مگر درد وي را دوا مي كند تا كسي خودش اينها را نبيند احساس نكند باورش نمي شود.فردي كه مسلط به راههاي مناطق جنگي بود به عنوان راهنما اين مسير ها را توضيح مي داد و به سؤالات بچه ها پاسخ مي گفت. دلم مي خواهد زودتر به طلائيه برسم به جايي كه سرزمين خدا خواهد بود چه بگويم ! اي كاش كلمات در قالب حرف مي گنجيد و قلم ، قلب را ياري مي كرد تمام دنيا در طلئيه خلاصه شده است و تمام حرفهاي دنيا در گلوي نيزار ها ماسيده است حس مي كردم تنها نخلهاي بي سر هستند كه خدا را مي شناسند وتنها زمزمه هاي عشاق كه از ميان نخلها با نامه هاي علي (ع) هم آوا شدند و همراه با رسول الله (ص) به معراج رفتند. اي كاش در آن لحظات ديدار، زمان مي ايستاد. اي كاش نگاهم خشك مي ماند تا گوشه اي از اين سرزمين پرآشوب در نگاهم خشك مي شد. اي كاش وجودم قتدر به درك طلائيه بود اي كاش زبانم قدرت توصيف داشت چگونه توصيف كنم پاهاي برهنه را كه بي ريا به جلو مي رفت و چه بگويم از دلهايي كه همچنان ايستاده است و گاه رنجور و گاه شادمان است ؟ من در ذهن ايرانشناسي بيشتر تداعي مي شد اما در انتها پنداشتم كه هدف عشق شناسي است و من هرگز عشق را نشناختم اما هدف را باور كردم و قداست اين سرزمين را وشنيده ها را ديدم بعدازظهر به سوي هويزه و سوسنگرد حركت كرديم به سر مزار مطهر شهداي هويزه رفتيم ، رفتيم تاببينيم كساني كه چون ما دانشجو بودند چه كار كردند درس را كنار گذاشتند و راه حسين را ادامه دادند وقتي از كنار عكس شهداء رد مي شديم از خودم خجالت مي كشيدم كه بعد از شهداءما چه كرديم هر كدام از بچه ها اسم رشته تحصيلي شان را مي آوردند و آهي مي كشيدند در نظرم آمد آنها رفتند همه چيز را برايمان مهيا كردند حال وظيفه ما حفظ اين خون است با درس ، با آن آرمانهاي واقعي و... شهيد علم الهدي نامش براي ما ياد آور حماسه و خون است ، يادش ياد آور اللّه اكبر جهاديان است اميدوارم راهش ادامه يابد. بعد از خوردن ناهار در هويزه ، شهيد سوسنگرد را مشاهده كرديم هر مسيري كه حركت مي كرديم جاي يك لشكر ، يك گردان و... بوده است بايد حرمت اين مسير را نگاه داشت با ذكرصلوات. ...... به سوي شهر اهواز حركت كرديم عجب روزي بود. آن روز نسيم بهاري بوي عشق مي داد بوي شهادت لاله هاي خونين نينوا در آنجا بودند و تراب شفق گونه در اين سرزمين پاك ميزبان قدمهاي ما بودند آن روز وسعت خاطره ها در امتداد ذهنها ياد آور خون بود و قلب زمين ، تپش توپ ، نارنجك ، آر پي جي ، داشت و ترنم دعاي كميل و توسل در زوزه تركشها شنيده مي شد آن روز ، روز خدا بود اشك در چشمان افلاكيان هنگام نظارة پيوند عاشقانه زمينيان حلقه زده بودند و خورشيد در تابش آفتاب گونه لاله هاي خونين شرم حضور داشت. شب كه به خوابگاه بر گشتيم فيلمي كه از توصيف مناطق جنگ ، تشييع شهداء ، گروه تفحص داشتند آن قدر اين صحنه ها جالب بودند كه همه مات مانده بودند لبخند شهيد و به راستي شهيدان زنده اند. بعد ار اين كه چند تايي از بچه ها خوابيدند آن آقا فيلم را گذاشت و خودش به قسمت پايين رفت و گفت اگر مي خواهيد در اين بابها صحبت كنيم به پايين تشريف بياوريد من در خدمت شما هستم. خلاصه صبح روز بعد سفري به سد دز داشتيم بازديد جالبي بود و از شهداي آنجا هم يادي كرديم بعد از گشت و گذاري ار آن مناطق راه سفر را پيش گرفتيم بعد از خوردن ناهار عازم دو كوهه شديم همان سرزميني كه مي گويند قطعه اي از كربلاست و من نمي دانم چرا اين نام را بر او گذاشته اند و بر روزگاران دور چه بر سر اين سرزمين آمده است تنها نامش را شنيده بودم اما حال مي بينم زيارت عاشورا را در كربلا برگزار كرديم شب جمعه شبي كه ملائك فرود مي آيند صبح روز جمعه دعاي ندبه را برگزار كردند بچه ها با شور خاصي در مراسم شركت كردند و فرج آقا را خواستار شديم. بعد از خوردن صبحانه يك نمايشگاه برگزار شده بود كه بسيار جالب بود صداي نوار كه گذاشته بودند دو كوهه را در بر گرفته بود. و وجود انسان را مي لرزاند. پوتين ها ، عكس ها و ... از همة سرزمينهاي مقدس بچه ها خاك بر مي داشتند تعدادي از آنها كه خاك زيادي از شلمچه با شور و شوق بر مي داشتند كه در همين هنگام يكي از سربازها گفت اگر قرار باشد هر كارواني چنين كند خاكي براي ما باقي نمي ماند. با وجود اين همه سرزمين پاك قلب زنگار و نگار گرفته مان جلا پيدا مي كرد اما هر وصالي ، وداعي دارد و لحظة وداع هم رسيده بود. بگذاريد از حال و هوايي كه در آنجا بود بگويم از حال خداشناسان ، از حال آنان كه وجودشان براي آقا « نايب بقيه اللّه » مي تپد. خدايا اگر اينان در زمان علي (ع) بودند كسي جرأت نمي كرد دستهاي مولايمان را ببندد وپيش چشمش سيلي به صورت زهرايش بزنند. اگر اينان در زمان حسين (ع) بودند چه كسي توان آن را داشت كه لب تشنه عزيز زهرا را سر ببرد و پيكرش را به زير سم اسبان له نمايد و سر اطهرش را به نيزه بزند. بعد از ظهر جمعه به سوي ايلام حركت كرديم نماز ظهر را در نز ديكيهاي دهلران برگزار كرديم به مهران كه رسيديم به زيارت امامزاده سيد حسن رفتيم و بعد از آن ناهار را در همان جا خورديم به سوي صالح آباد به راه افتاديم بعد از زيارت و خواندن نماز به سوي مزار شهداي ايلام رفتيم جمعه شب در مزار شهدا مديحه سرايي همه با هم زيبايي خاصي داشتند و ياد حسين را در وجودم حس مي كردم. از اين به بعد وظيفة ما سنگين مي شود. شهداي شلمچه، طلائيه ، هويزه و ... جلوي راه ما را مي گيرند از ما مي خواهند اما مبادا به آن روزي كه در نبردي نو ، قلمهايمان حرمت خونهاي شلمچه را بشكند و مبادا حرمت مولاي شلمچه را بشكند مبادا روزي شلمچه به صحيفة تاريخهاي غبار گرفته سپرده شود.
اميدوارم راه شهداء همواره پاينده باشد باتشكر
زهره سيفي ـ رشتة مهندسي ماشينهاي كشاورزي |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:36 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
با سلام بر شهيدان گلگون كفن و محضر امام زمان(عج ا... تعالي) |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:35 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
قدم به مناطق جنوب كه مي گذاري آسمان دلت باراني مي شود ، ديدگانت به اشك مي نشيند و بغضي سنگين راه گلويت را مي گيرد. از كنار شهرها كه مي گذري بانگهاي گرم و معصوم ، خود تو را به ضيافت سالهاي جنگ فرا مي خوانند و با تمام وجود ، زخمهاي تنشان را در برابر ديدگانت به تماشا مي گذارند تا روايت گر استقامت و ايثارشان باشي. آري! و تو عاشقانه به ديدارشان مي شتابي! مي داني كه هنوز حرفهاي ناگفته زيادي براي گفتن دارند. اما دريغ ! از محرمي كه گوش به حرفهاي دلشان بسپارد. آيا حتي بعد از پيروزي در عمليات فاو نيز امكان برقراري صلح وجود نداشت و يا دست كم زمينههاي مناسبتري براي رفتن به سوي آن ايجاد نشد؟ 20/1/1362 هـ .ش:
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:34 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
مي خواهم از هويزه بگويم كه در هر وجبش بهترين انسانها آرميده اند. هويزه پا به خاكت گذاشتم ولي نمي دانم پذيرايم مي شوي يا نه. ولي به خودم جسارت ورود را مي دهم. مي دانم با وجود اين كه لايق پا گذاشتن را ندارم. ولي به خاطر تمناهايم و قسمتهايم پذيرايم مي شوي ، مي دانم كه هيچ وقت كسي كه با نام مادرتان زهرا مي آيد ردش نمي كني. آغوشت را به رويش باز مي كني و مي گويي خواهرم بيا و بگو از مادرم زهرا كه چقدر مظلوم واقع شد. هويزه نمي دانم كه چرا اين جا يك مفهوم ديگرپيدا مي كند « نمي دانم چرا اين جا همه ادعا مي شوند». نمي دانم چرا اين جا همه يك رنگ مي شوند. به خدا نمي دانم شايد تو بداني.برايم بگو ، دوست دارم بنشينم كنارت و برايم نقل كني برايم بگويي كه شهيد علم الهدي كه بود. برايم نقل كني كه ياران وي چه كساني بودند. اهل كجا بودند. اصلا زميني بودند يا آسماني ، هويزه برايم بگو كه شهيد علم الهدي و يارانش چه طور نماز مي خواندند. در كجا نماز مي خواندند. چه زمزمه مي كردند ، چه مي گفتند، چطور گريه مي كردند. چطور عاشق شده بودند ، خيلي دوست دارم كه اين حرفهايت را بشنوم ، محتاجم به خدا محتاجم. تشنه كلامت شده ام ، تشنه اين هستم كه برايم از اين بي ادعا ها بگويي. هويزه ديگر توانم بريده شده. تا كي مي توانم صبر كنم و نگاه كنم. آرام آرام به كنار فرار ها نزديك مي شوم. چشمم به ميله هاي دور مزارها افتاد كه رويش نوشته بودند.« بدون وضو به اين ميله ها دست نزنيد». بدنم لرزيد. آخر خدايا اين ميله ها چه تبركي پيدا كرده اند ، خدايا مگر اين ميله هاي آهني شاهد چه چيزي بودند كه اين قدر عظمت پيدا كرده است. ديگر امانم بريده شده بود. شروع به گريه كردم. خدايا چه قدر گنه كارم كه بايد روزي شاهد به عظمت نشستن ميله آهني باشم ولي به خودم تكاني ندهم. ديگر گيج و مبهوت شده بودم. داخل قطعه شهداء شدم. چندين آلاله كنار هم آرميده بودند. چقدر تماشايي است حركت نسيم با حركت پرچم سه رنگ. ديگر به اين همه عظمت غبطه مي خورم. به روي تك تك فرار ها مي نگريستيم . افسوس و حسرت تمام وجودم را پر كرده است. ديگر توان راه رفتن نداشتم جاي خلوتي را مي خواستم كه بنشينم و مدتي گريه كنم. بچه ها را مي ديدم كه هر كدام كنار يكي از مزار ها نشسته و مشغول راز و نياز بودند. هيچ كس به كسي كاري نداشت. آن جا همه يك رنگ شده بودند. فقط انگار براي گريه آمده بودند. هر يكي سعي مي كرد در گريه كردن از ديگري سبقت بگيرد. من هم مي خواستم كه از ديگران سبقت بگيرم كه مبادا ثانيه اي بدون گريه تلف شود. آخر مي دانيد چرا ؟ آن جا براي براي گريه هم كم مي آورد. نشستم و صورتم را به روي يكي از مزارها گذاشتم و شروع به صحبت كردم. انگار كسي حرفهايم را مي شنيد. مي گفتم و درخواست مي كردم. « با اشكهايم مي فهماندم كه مي دانم از غاقله جا مانده ام ولي تو را خدا ما را هم در يابيد. چقدر از خدا درخواست كردم كه به اين جا بيايم. رسمش نيست كه برايم دعا نكني. كاش مي دانستم كه حالاشما در كنار سفره كدام معصوم نشسته اي. تو را خدا مارا هم موقعي كه كنار هم جمع مي شديد ياد كنيد. لااقل نامم را ببريد». از جايم بلند شدم به مسجد رفتم. نماز ظهر و عصر را در همان مسجد به جا آوردم. مسجدي كه نمي دانم خاكش از يادگار كدام شهيد بنا شده است. حال و هواي عجيبي داشتم. نمازم دلچسب بود. دعاهايم گفتني و شنيدني. احساس مي كردم شهداء كنارم ايستاده اند. من دعا مي كنم و آنها آمين مي گفتند. با خود مي گفتم. « خدايا كاش شهداء ما را رد نمي كردند. كاش دعاهايم مثل دعا شهداء سوز و گداز داشت».از مسجد خارج شدم به مزار شهيد حسين علم الهدي رفتم. عجب مزاري! مزارش هم مانند خودش بوي مظلوميت مي داد. آري علم الهدي مظلوم شهيد. خيلي مظلوم مثل امام حسين (ع) كهشاهد شهيد شدن تك تك يارانش بود.« خدايا در آن وقت حال شهيد علم الهدي چگونه بود». به خدا قسم تصورش هم برايم دشوار است. ولي براي عاشقي چون علم الهدي كه هر لحظه براي ديدار معشوقش لحظه شماري مي كرد. خيلي آسان بود. لحظه ها را شمارش مي كرد و با نامهاي زيبا صدايش مي كرد. تا هرچه زودتر به معبودش واصل شود. آخر مي دانيد ، علم الهدي خيلي منتظر بود. ديگر انتظار ، امانش را بريده بود. مي دانست كه يارانش هم حال وهواي او را دارند. تحمل كردند و به آرزوهايشان رسيدند. آسوده و با خيال راحت رنج هايشان را كنار نهادند ، با روح پاك به خدا واصل شدند. ديگر خبري از زجر كشيدن زخمي ها نبود ، ديگر خبري از تشنگي لبها نبود ، ديگر خبري از صداي يا زهرا نبود. مادرشان به بالينشان رسيده جوابشان داد. زخمهايشان را مداوا كرد ، لبهاي تشنه را سيراب كرد و به سخن دلشان پاسخ داد. آري پرستارشان مداوايشان كرد. « خدايا من ديگر چه مي توانم بگويم. از كدام شاديم دم بزنم. از كدامين زندگي زيبايم»...جز اين نيست كه همه ما در قفس ماديات گرفتار هستيم. ولي اين را بگويم.« كسي كه مي خواهد از قفس جام خارج شود. بيايد در اين جا و از اين شهداء كمك بگيرد كه راه آزادگي را ياد مي دهند. « هويزه انگار اينجا قطعه اي ازبهشت است. از زماني كه وارد شدم احساس مي كنم تازه متولد شده ام. معناي واقعي زيستن را حالا مي دانم. حالا مي دانم معني عاشق شدن را حالا مي دانم كه عاشق بودن چه عظمتي دارد.» آري اين جا يك حرف ديگري دارد و آن حرف علم است. علم آغشته به خون. علم الهدي دانش ياد گرفت كه در رأس آن ايثار ، فداكاري ، از خود گذشتن ، عاشق بودن و در يك كلام شهادت حرف اول را مي زند.او دانش را براي چنين روزي آموخت و ارزش دانشجو بودن را بيش از پيش معنا ومفهوم بخشيد.آري علم الهدي و يارانش تنها شهيد راه عشق نبودند. شهيد راه دانش هم بودند. رباب احمدزاده ـ دانشجوي رشته الهيات سرنوشت غرامت هزار ميليارد دلاري نخستين چيزي كه حضرت امام خميني(ره)، از آغاز تا پايان جنگ بر آن مصرانه تكيه داشت، يك نكته بود؛ تعيين متجاوز و پرداخت غرامت. اين موضع كه در حقيقت نخستين موضع امام(ره) در قبال هرگونه پيشنهاد آتش بس بود، در هر سخن و جلسه اي كه در ارتباط با دفاع مقدس و جنگ بود، عنوان مي شد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:34 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
سيد علي اكبر ابوترابي
لایه های پنهانی جنگ صدام حسین رئیس جمهور مخلوع عراق همراه با دیگر متحدان عرب و غربی خود با هدف سرکوب انقلاب اسلامی ایران و تجزیه آن - که آن را از اهداف همه اعراب اعلام کرد - بر این کشور آتش گشود. چنانکه طارق عزیز معاون نخست وزیر وقت عراق اعلام می کند که "چند ایران کوچک بهتر از ایران واحد است و ما از شورش قومیت های مختلف حمایت می کنیم و همه سعی خود را در تجزیه ایران به کار خواهیم بست".
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:33 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
با آزادي شهر فاو در عمليات والفجر هشت، نيروهاي ايراني به نزديكي مرز آبي ـ خاكي كويت رسيدند وصداي توپ خانه شان در آنجا شنيده مي شد، كويتي ها هم يكي از متحدين و حاميان عراق بودند و در جنگ با ايران نزديك به پنجاه ميليارد دلار به صورت قرض يا وام بلاعوض به عراق كمك كرده و پايگاه هوايي و جزيرهي بوبيان را براي حمله به نفت كش ها و تاسيسات نفتي ايران در اختيار صدام گذاشته بودند. از وضع پيش آمده بيش از پيش نگران شدند. در همان روزها ايت الله خامنه اي،رئيس جمهور، به كويتي ها نوشت كه ايران در قبال واگذاري جزيرهي بوبيان به عراق سكوت نخواهد كرد و كويت بايد عواقب هر نوع كمك به عراق را بپذيرد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:32 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
يك سال از بيرون راندن عراق از خرمشهر گذشته بود و در اين مدت عمليات خاصي انجام نشده بود. كشورهايي كه نفت منطقه خليج فارس برايشان حياتي بود، تلاش مي كردند بين ايران و عراق صلح برقرار شود. اين جنگ، صادرات نفت را كاهش داده بود، اما ايران روي حرف خودش پافشاري مي كرد ، تا سه شرطي را كه براي قبول قطعنامه گذاشته بود پذيرفته نمي شد، حاضر نبود با عراق سر ميز مذاكره براي صلح بنشيند، به جز اين، عراق شهرهاي ايران از جمله درفول را موشك باران مي كرد، ايران از مدتها قبل عراق را تهديد كرده بود چنان چه دست از موشك باران دزفول بر ندارد منتظر پاسخ باشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:31 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
خرمشهر شقايقي خون رنگ است كه داغ جنگ بر سينه دارد.... داغ شهادت. ويرانه هاي شهر را قفسي در هم شكسته بدان كه راه به آزادي پرندگان روح گشوده است تا بال در فضاي شهر آسماني خرمشهر باز كنند، زندگي زيباست، سلامت تن زيباست، اما پرنده عشق، تن را قفسي مي بيند كه در باغ نهاده باشند، ومگر نه آن كه گردنها را باريك آفريده اند تا در مقتل كربلاي عشق آسانتر بريده شوند؟ و مگر نه آنكه از پسر آدم، عهدي ازلي ستانده اند كه حسين را از سر خويش بيش تر دوست داشته باشد؟ و مگر نه آن كه خانه تن راه فرسودگي مي پيمايد تا خانه روح را آباد شود؟ و مگر اين عاشق بي قرار را بر اين سفينه سرگردان آسماني ، كه كره زمين باشد، براي ماندن در اصطبل خواب و خور آفريده اند؟ و مگر از درون اين خاك اگر نردباني به آسمان نباشد، جز كرم هايي فربه و تن پرور برمي آيد؟ پس اگر مقصد را نه اين جا، در زير سقف هاي دل تنگ و در پس اين پنجره هاي كوچك كه به كوچه هايي بن بست باز مي شوند نمي توان جست، بهتر آن كه پرنده روح دل در قفس نبندد، پس اگر مقصد پرواز است، قفس ويران بهتر، پرستويي كه مقصد را در كوچ مي بيند، از ويراني لانه اش نمي هراسد. زندگي زيباست، اما از مجيد خياط زاده باز پرس كه زندگي چيست. اگر قبرستان جايي است كه مردگان را در آن خاك سپرده اند، پس ما قبرستان نشينان عادات و روز مرگي ها را كي راهي به معناي زندگي هست؟ اگر مقصد پرواز است، قفس ويران بهتر، پرستويي كه مقصد را در كوچ مي يابد از ويراني لانه اش نمي هراسد... سيد صالح موسوي نمي توانست شهادت مجيد را ببيند و نديد، خبر شهادت او را در پرشن هتل آبادان به سيد صالح رساندند... اما تو مي داني كه هر تعلقي، هر چند بزرگ، در برابر آن تعلق ذاتي كه جان را به صاحب جان پيوند مي دهد كوچك است. پيكر مجيد را برادرش رضا غسل داد كه اكنون خود او نيز به قبيله كربلاييان الحاق يافته است |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:30 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
از زير باران كه رد مي شوي،از زير رگبار تند قطرات، قطرهايي روي تو مي افتند، قطرههايي روي درخت، قطرهايي روي زمين. اما صاعقه را ـ به هر كجا هم كه بگيرد ـ همه مي بينندش.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:29 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
لحظه وداع با تمام تلخيهايش رسيد؛ با اين حال بدرقه گرم بچههاي خرمشهر ديدني بود. با اين بدرقه دلم آرامتر شد. اتوبوس ما را ميكشيد و دست ما دامن خرمشهر را كه چون دلبري ستيزهجوي، روي زيباي خويش را از ما برميگرفت. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:29 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
ظاهر فاو تسليم سكوت بود ولي دل فاو ناآرام ؛ آسمانش نوحه ميخواند و خاكش به سينه ميزد، به ياد ناكامي دستهاي قطع شدهاي كه حيران و سرگردان به دنبال سينهاي سوخته ميگشتند تا به عشق و ياد حسين به آن بكوبند؛ سينههايي كه خنجر كين دشمن آنها را شكافته بود. نحوه تهاجم سراسري عراق نشان دهنده وجود اهدافي فراتر از مسئله اروند است و در واقع مطامع عراق را در اين جا بسيار وسيع و طمع كارانه نشان ميدهد. در ايران چه زمينههايي براي تصور يا توهم عراق وجود داشت؟
در شرايط ياد شده، دولت عراق در محدودة حاكميت خويش چه اقداماتي براي زمينهسازي تهاجم به ايران انجام داد؟
در پاسخ به سؤالهاي قبلي، نحوة ورود ارتش عراق و استعداد آن بيان شد. حال، با توجه به استعداد نيرو و محورهاي هجوم، آيا عراق در دستيابي به اهداف از قبل تعيين شده موفق بود؟
چه دلايلي براي ناكامي ارتش عراق در مرحله تهاجم سراسري ميتوان ذكر كرد؟
كشورهاي جهان و مجامع بينالمللي نسبت به تجاوز عراق چه واكنشي نشان دادند؟ آيا واكنشها معقول و عادلانه بود؟ بيشتر به نفع عراق بود يا ايران؟
واكنش جهاني در قبال تجاوز عراق، به داخل ايران باز گرديم. در داخل، بعد از مدتي اشغال، مرحله آزاد سازيهاي پي در پي تا آزادي خرمشهر را شاهد بوديم. چه تحولاتي در داخل كشور رخ داد كه منجر به قدرت گرفتن نيروهاي نظامي براي بيرون راندن ارتش اشغالگر شد؟
سازمان ملل در قبال پيروزيهاي ايران چه واكنشي بروز داد. آيا در رفتار آن تغييراتي حاصل شد؟ پس از پيروزي ايران در عملياتهاي فتحالمبين و بيتالمقدس، عراق از برخي مناطق اشغال شده در جبهه مياني عقبنشيني كرد اين اقدام عراق را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
آيا مواضع سياسي و نظامي عراق در آغاز جنگ تفاوتي با مواضع اين رژيم بعد از روند آزاد سازي داشت؟ به اين ترتيب، آيا آزادسازي مناطق اشغالي و به ويژه باز پسگيري خرمشهر، در تحولات سياسي منطقه و روند جنگ، تأثير قطعي داشته است؟ اين يك سؤال عام است كه چرا ايران پس از آزادي خرمشهر و ايجاد شرايط مناسب براي صلح، باز هم به جنگ ادامه داد و وارد خاك عراق شد؟ آيا توجيه و دلايل نظامي نيز براي ورود نيروهاي ايران به خاك عراق وجود داشت؟
به اين ترتيب آيا ميتوان گفت هدف از عمليات رمضان كسب يك موقعيت سياسي و نظامي برتر و ضروري براي آغاز مذاكرات در جنگ بوده است؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:28 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
شلمچه قدمگاه حضرت زهرا (س) نيز خوانده ميشود. راوي كاروان ميگفت، خيلي از رزمندهها بارها وجود مقدس حضرت را حس كردهاند. بچهها با نام مبارك زهرا (س) ميجنگيدند و با دعاي ايشان پيروز ميشدند؛ حال مگر ممكن است كه آن حضرت به شلمچه پا نگذارد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:27 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
چه بگويم! خرمشهر يا خونين شهر! شهري در آسمان، شهري سبز اما به قدمت سرخي خون بيگناهان،سرخ! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:26 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
هنوز تصوير انديمشك از اذهان پاك نشده بود كه چشمانمان به جمال دزفول قهرمان روشن شد. باور نميكنيد! هوايش هنوز بوي خون بچههاي بسيجي را همراه داشت؛ هنوز صداي ضجة زنان و كودكان با صداي غرش موشكهايي كه هديه بعثيها به بيپناهان بود، آهنگي پريشان كننده به گوش جان ميرساند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:25 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
«دل ميتپد از ترانة خون شهيد |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:25 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
استان خوزستان الف.دو كوهه، فكّه، دهلران: شهر انديمشك ، دزفول، سه راهي دهلران، كرخه ي نور، پل كرخه ب . انديمشك، شوش، اهواز: ج. اهواز، سوسنگرد، هويزه: د.اهواز ، شلمچه، خرمشهر: ه. خرمشهر، آبادان، اروندكنار: استان كرمانشاه الف. شهر كرمانشاه: مركز فرهنگي كرمانشاه، دبستان شهداي كرمانشاه، محل شهادت گروه پدافند، تنديس زن قهرمان گيلان غربي. ب. شهر پاوه: ج. اسلام آباد، كرندغرب، سرپل ذهاب: تنگه ي چهار زبر معروف به تنگه ي مرصاد، سه راهي اسلام آباد به پل دختر، كميته ي امداد امام خميني، پادگان الله اكبر، يادمان مقاومت، محل شهادت 27تن از پاسداران و بسيجيان ، سكوهاي تانك، دروازه ي شهادت، عكاسي صلواتي، پادگان ابوذر، تنگه ي كال داود، ايستگاه صلواتي قره بلاق، ارتفاعات بازي دراز. د. قصر شيرين، خسروي: ه. قصر شيرين، گيلانغرب، سومار:
استان ايلام الف. ايوان، ايلام، ميمك: ب. مهران، دهلران، موسيان: |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:23 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
اين عمليات در پنجم مرداد ماه 1367 با رمز مقدس يا علي(ع) درمنطقهي عملياتي غرب كشور (شهرهاي اسلامآباد و كرند غرب)توسط نيروي زميني سپاه پاسداران طراحي و اجرا گرديد |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:20 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
رمز عمليات: لااله الا الله ـ محمد رسول الله (ص |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:19 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
رمز عمليات: يا ابا عبدالله (ع |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:18 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
رمز عمليات: يا مهدي (عج) ادركني هدف عمليات: آزاد سازي بخشي از ارتفاعات ميهن اسلامي منطقة عملياتي: گيلان غرب، سرپٌل ذهاب تاريخ شروع: 20/9/60 نتايج عمليات مناطق آزاد شده: ارتفاعات چرميان، سرتنان، شياكوه، ديزه كش، برآفتاب، تنگ كورك، تنگ قاسم آباد، تنگ حاجيان، دشت شكمبان، اناره، فريدون هوشيار، دشت گيلان، روستاهاي كمار، گور سفيد، گور سوار در دشت گيلان غرب و چندين آبادي ديگر تجهيزات منهدم شدة دشمن: 2 فروند هواپيما يك فروند هليكوپتر تعدادي ادوات سنگين و نيمه سنگين يگان هاي منهدم شدة دشمن: 14 گردان نيروي مخصوص تعداد كشته و زخمي هاي دشمن: 2000 نفر تعداد اسراء: 200 نفر نيروهاي عمل كننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و ارتش جمهوري اسلامي ايران |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:18 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
رمز عمليات: يا رسول الله، يا رسول الله، يا رسول الله (ص |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:17 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
رمز عمليات: يا فاطمه زهرا (س) هدف عمليات: آزاد سازي ارتفاعات منطقه منطقة عملياتي: شمال سومار تاريخ شروع: 23/10/65 وسعت منطقة عملياتي: 100 كيلومتر مربع نتايج عمليات: مناطق و تأسيسات آزاد شده: ارتفاعات 249، 241، 289، 306، 285، 267، 294، 286، 325، 295، 265، 252 و 277 در شمال شرقي نفت شهر پل هاي ارتباطي منطقة رودخانه كنگاگوش تجهيزات منهدم شدة دشمن: 11 فروند هواپيما 2 فروند هليكوپتر 20 دستگاه تانك و نفربر 10 فروند قايق چندين انبار مهمات تعداد زيادي خودرو يگانهاي منهدم شدة دشمن: گردان هاي 1 و 2 از تيپ 108، گردان 1 از تيپ 606، يك گردان از تيپ 80 پياده، يك گردان از تيپ 45، يك واحد كماندويي از لشكر 16، تيپ 2 كوهستاني و تيپ هاي 703، 94، 426، 506 تعداد كشته و زخمي هاي دشمن: 3000 نفر غنائم: دهها دستگاه تانك و نفربر تعداد زيادي انواع سلاح سبك و مهمات نيروي عمل كننده: نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:16 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
رمز عمليات: يا ابوالفضل العباس (ع |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:16 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
هويزه مركز يكي از بخشهاي شهرستان دشت آزادگان در منطقهيعمومي غرب اهواز است كه در جوار مرز بين المللي ايران و عراق قرارگرفته است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:15 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
رمز عمليات: يا صاحب الزمان (عج) ادركني |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:14 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
ناحيهي مرزيِ استراتژيك شلمچه در منطقهي شمال غربيخرمشهر واقع شده كه از جنوب با اروند رود، از |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:13 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
منطقهي عملياتي بيت المقدس با 5400 كيلومتر مربع وسعت، ازشمال به كرخهي نور و هويزه، از جنوب به شط العرب و خرمشهر، ازشرق به رود كارون و از غرب به هورالعظيم و دژ مرزي عراق، محدودميگردد. عوارض مهم و نقاط حساس و استراتژيك منطقه عبارتاند از: بندر خرمشهر، اروند رود، جُفير، كرخهي نور، جادّهي آسفالتهياهواز ـ خرمشهر، رودخانهي كارون. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:12 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
منطقهي عملياتي فاو، شبه جزيرهاي است محصور در ميانرودخانهي اروند، خليج فارس و خور عبداللّه كه از |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:11 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
دشمن با تسلط بر ارتفاعات دو شهر دزفول و شوش، آنها را درتيررس توپها و موشكهاي خود داشت كه در |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:10 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
رمز عمليات: يا فاطمه الزهراء (س) هدف عمليات: انهدام وسيع نيروهاي دشمن، تصرف و تأمين تمامي هورالهويزه و كنترل جادة العماره ـ بصره منطقة عملياتي: شرق رودخانة دجله (حد فاصل بين قلعة صالح تا القرنه) تاريخ شروع: ساعت 00/23 ـ 19/12/63 وسعت منطقة عملياتي: بيش از 800 كيلومتر مربع نتايج عمليات: مناطق آزاد شده: بخش وسيعي از مناطق مهم و نفت خيز هورالهويزه چندين روستاي منطقه ده ها پاسگاه دشمن در هورالهويزه جادة الحچرده (معروف به خندق) تجهيزات منهدم شدة دشمن: 6 فروند هواپيما 4 فروند هليكوپتر 250 دستگاه تانك و نفربر 60 قبضه خمپاره انداز 200 دستگاه انواع خودرو نظامي 40 قبضه انواع توپ يگان هاي منهدم شدة دشمن: تيپ هاي 429، 93، 94، 95. 66 نيروي مخصوص، تيپ هاي 10 زرهي، 5 مكانيزه و 34 زرهي از لشكر 1، تيپ 51 از لشكر 1، تيپ 27 مكانيزه، لشكرهاي 30 و 6 زرهي، تيپ هاي 24 و 5 از لشكر 4، تيپ هاي 1 و 4 از گارد رياست جمهوري و 5 گردان كماندويي تعداد كشته و زخمي هاي دشمن: بيش از 15000 نفر تعداد اسراء:3200 نفر غنائم: مقدار زيادي انواع سلاح و مهمات و تجهيزات سنگين و نيمه سنگين |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:10 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
شهر بستان مركز يكي از بخشهاي شهرستان دشت آزادگان استكه در غرب منطقهي عمومي اهواز قرار |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:9 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
آبادان از شهرهاي مهم استان خوزستان است كه به شكل مثلثبوده و قاعدهي آن به طرف خليج فارس و |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:8 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
رمز عمليات: يا الله، يا الله، يا الله |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:5 توسط مرکز اطلاع رسانی شهید مجتبی محمدی دارانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عملیات خیبر طلائیه جزیره مجنون
|